۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

حدس


حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی و


قصر کوچیک مراخراب می کنی


سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای


ولی برایرفتنت عجب شتاب می کنی


من از کنار پنجره تو رو نگاه می کنم


ولی تو به نام دیگری مرا خراب می کنی


چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی


هزار مرتبه مرا ز خجالت اب می کنی


به خاطره تو من همیشه با همه غریبه ام


تو کمتر از غریبه ای مرا خطاب می کنی


و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت


که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی .

هیچ نظری موجود نیست: